رابطه زن و معراج

سپتامبر 11, 2008 در 7:19 ب.ظ. | نوشته شده در عمومی | 17 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , ,

از دامن زن، مرد به معراج می رود.

.                                       .آیت الله خمینی

***

پیامبر در شب معراج در خانه ام هانی خواهر علی بن ابیطالب بود.

همین !

یوزی به خاطر اشتباهش عذرخواهی می کند

ژوئن 4, 2008 در 5:21 ب.ظ. | نوشته شده در اجتماع, عکس | 5 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

همیشه بر این اعتقاد بوده ام که هنگام فهمیدن یک اشتباه، ضمن اقرار به آن باید از مخاطبان آن اشتباه نیز عذر خواست.

دو، سه پست پیشتر نوشتم » نتیجه ی کمک شهرداری تهران به لبنان » و با استناد به دو عکسی که از ایستگاه تازه تاسیس مترو واقع در میدان فردوسی تهران گرفته بودم، نتیجه گیری کردم که نتیجه ی کمک شهرداری و شورای شهر تهران به حزب الله لبنان این است که من و مادر پیرم باید پله های آن ایستگاه مترو را با پای خویش بپیماییم.

دیروز در خلال حضورم در مراسم نوزدهمین سالگرد فوت خمینی با دیدن تابلوی فراخوان به حضور در فرهنگسرای روح الله به دعوتشان لبیک گفته و دقایقی را در آن محل گذراندم.

اکنون ضمن پس گرفتن حرف خودم در زمینه ی نتیجه کمک به لبنان معروض می دارم که آن سبب تنها یکی از دلایل آن حالت ذکر شده بود و عرضه محصولاتی از این دست که تصویر آن در پی می آید، سبب دیگر نابسامانی های شهری است که در انتظار پول و بودجه بسیاری از طرح ها و خدماتش نیمه کاره رها شده اند و یا سامان نیافته اند. این محصول طراحی ماکتی بر روی مقوا از سازه محل دفن خمینی بود که باید اجزای آن از مقوا جدا و به یکدیگر متصل می شد. ماکت مورد نظر در یکی از غرفه ی فرهنگسرای روح الله که مربوط به فرهنگسرای تهران بود، ارائه می شد. و در نوع خود نسبت به سایر اقلامی که در دیگر غرفه ها به رایگان توزیع می شد یکی از بهترین و پربارترین محصولات بود. !

ببینید ماکت محل دفن خمینی را.

1

2

3

4

5

لینک همین پست در بالاترین

مراسم نوزدهمین سالگرد فوت خمینی از نگاه دوربین یوزی

ژوئن 3, 2008 در 6:26 ب.ظ. | نوشته شده در اجتماع, عکس | 15 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

امسال بر خلاف هر سال تصمیم گرفتم در سالروز فوت خمینی سری به بهشت زهرا بزنم و این عکس ها ره آورد من است.

آب معدنی:

این اولین واژه ایی است که در اولین برخورد با زائران خمینی در ذهنم متبادر شد.

ببینید.

1

2

3

4

کارتن های رونده:

دومین چیزی که نگاهم را به خود جلب کرد کارتن های حاوی اقلام خوردنی بود که تا سر منزل مقصود هدایت می شدند.

1

2

3

4

5

ارتحال بدر:

بر خلاف تعطیلات نوروز که در سیزدهیمن روز آن، سیزده را بدر می کنند، ایام تعطیل ارتحال به گونه ای است که باید در نخستین روز آن را در کنار مدفن خمینی به در کرد و در باقی روزها به عشق و حال پرداخت، البته گزارش های واصله حاکی است که دوستان روز اول را هم به عشق و حال پرداخته اند.

1

2

3

کاروانی از زهک شهری از استان سیستان و بلوچستان:

بدون شرح.

آیا وظیفه ی سازمان جوانان جمیعت هلال احمر پرداخت هزینه و نصب بیلبرد برای سالگرد فوت خمینی است ؟

دو تایش را من دیدم. به طول و عرض آن هم دقت کنید.


ایستگاه صلواتی:

در این ایستگاه نشانه هایی است برای اهل خرد همانا که به هنگام انفجار نور گفتیم که در این ملک زین پس همه چیز رایگان است. اکنون بنگرید که پس از ما نیز چنین است. ببینید و ایمان بیاورید و بدانید که کافران همواره گویند که این ادعایی است خلاف و آنان از گمراهان هستند و عذابی الیم در انتظارشان است. (سوره ی سالگرد ارتحال آیه ی نوزده).

بلند صلوات بفرست.

1

2

ایستگاه عمل به وعده های انتخابات ریاست جمهوری:

و بدرستیکه ما پول نفت را بر سر سفره ی سالگرد فوت خمینی در ایستگاههای عمل به وعده های انتخابات ریاست جمهوری به شما پرداخت نمودیم. (سوره ی عمل به وعده های انتخابات ریاست جمهوری آیه ی نهم).

1

2

3

4

پیرمرد دوچرخه سوار:

تنها عاشق خمینی که من دیدم. پیرمرد عکس هم نمی گرفت. از اسلامشهر با دوچرخه اش رکاب زده و آمده بود. گفتم به آن چیزی که برای تو مقدس است و برای من نیست، بگذار بگیرم. چون چند عکس انتقادی گرفته ام و تنها شما را خالص دیدم از پشت می گیرم که مشخص نباشی و قبول کرد.

پایان مراسم:

باز هم بدون شرح.

1

2

3

از صادرات انقلاب تا واردات جنگ و مرگ و گلوله

مه 6, 2008 در 11:47 ب.ظ. | نوشته شده در سیاست | دیدگاه‌ها برای از صادرات انقلاب تا واردات جنگ و مرگ و گلوله بسته هستند
برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , ,

پیش از روی کار آمدن دولت نهم هم می شد با نگاهی گذرا به شعارهای نامزدهای ریاست جمهوری دریافت که هر کدام از منتخبین پیروز در فردای ریاست چه آشی برای این مملکت خواهند پخت.

دست بر قضا و از کرامات امداد غیبی در وطن ما که نمونه ی آن نیز کم دیده نشده، از صندوق رای سرانجام آنکه بیرون آمد، ریاستش را خاندانش نیز به خواب تصور نمی کردند. او که با شعار رجایی زمان آمده بود. پیدا بود که می خواهد به روش های دهه ی اول انقلاب حرکت کند و آن سنت را در پیش گیرد.

کوتاه سخن آنکه شعار اصلی احمدی نژاد برای جلب آرای مردم در نهمین انتخابات ریاست جمهوری شبیه ترین جمله به شعار اصلی پیر و مرادش خمینی پیش از وقوع انقلاب بود.

آوردن پول نفت بر سر سفره ی مردم، شبیه ترین جمله به شعار خمینی بود در ایام قبل از وقوع انقلاب که می گفت: نفت و آب و برق را مجانی می کند و باقیمانده ی پول نفت را در آستانه ی درب منازل تقدیم مردم خواهد کرد.

نتیجه ی آن التهابات اولیه و شعارهای نسجیده، توقع عمومی بالا و عدم توانایی حکومت در انجام توقعات به جای مردم بود.

از آن دست شعارهای پر طمطراق بی سرانجام می توان شعار صدور انقلاب را نیز نام برد. حاکمان تازه بر صدر نشسته هنوز از امور جاری ملک خویش فارغ نشده بودند که تصور صدور انقلاب به خارج از مرزهای کشور را در سر می پروراندند و داعیه آن را نیز آشکارا ابراز می داشتند.

تصور اینکه شعاری چنین با توجه به ذخایر مالی و منابع نفتی و گازی بخواهد به یک ایدئولوژی ساختار شکن در سطح منطقه تبدیل شود. برای تمامی دولتهای منطقه ی خاورمیانه به مثابه زنگ خطری بود که ارکان حکومتشان را تهدید می کرد. و به عقیده ی بسیاری این شعار و تبعات اجرایی آن، یکی از دلایل اصلی آغاز جنگ ایران و عراق و حمایت تمامی دولت های منطقه از صدام بود.

اکنون نیز پس از روی کار آمدن دولت نهم، همان شعارها و آرمان ها از زبان رئیس دولت نهم و هئیت حاکمه ی ایران شنیده می شود. شعارهایی که با تکیه بر خزانه ی انباشته از بهای افزون شده نفت و دستاورد های اتمی ایران سر داده می شود. و در پس ذهن خاطرات روزهای گذشته را تداعی می کند. جنگ، مرگ و گلوله.

چنین مباد.

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.