ارادت را بچسب، بی خیال قانون و جان مردم

ژوئن 26, 2008 در 5:37 ب.ظ. | نوشته شده در اجتماع, عکس | 18 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , ,

چه می توان گفت ؟

و به راستی که ما پلیس راهنمایی و رانندگی را برای مواردی جز این، آفریدیم، تا قبض جریمه ایی به دست شما دهند.

سوره بی خیالش، آیه تقدس

Advertisements

پایین تر از سطح

ژوئن 8, 2008 در 8:11 ب.ظ. | نوشته شده در اجتماع, عکس | 4 دیدگاه
برچسب‌ها: ,

جایی که اعتیاد انسان را می برد.

نوآوری و شکوفایی هــــــستـه ایی

ژوئن 5, 2008 در 7:54 ب.ظ. | نوشته شده در عمومی, عکس | 2 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , ,

بدون شرح !

یوزی به خاطر اشتباهش عذرخواهی می کند

ژوئن 4, 2008 در 5:21 ب.ظ. | نوشته شده در اجتماع, عکس | 5 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

همیشه بر این اعتقاد بوده ام که هنگام فهمیدن یک اشتباه، ضمن اقرار به آن باید از مخاطبان آن اشتباه نیز عذر خواست.

دو، سه پست پیشتر نوشتم » نتیجه ی کمک شهرداری تهران به لبنان » و با استناد به دو عکسی که از ایستگاه تازه تاسیس مترو واقع در میدان فردوسی تهران گرفته بودم، نتیجه گیری کردم که نتیجه ی کمک شهرداری و شورای شهر تهران به حزب الله لبنان این است که من و مادر پیرم باید پله های آن ایستگاه مترو را با پای خویش بپیماییم.

دیروز در خلال حضورم در مراسم نوزدهمین سالگرد فوت خمینی با دیدن تابلوی فراخوان به حضور در فرهنگسرای روح الله به دعوتشان لبیک گفته و دقایقی را در آن محل گذراندم.

اکنون ضمن پس گرفتن حرف خودم در زمینه ی نتیجه کمک به لبنان معروض می دارم که آن سبب تنها یکی از دلایل آن حالت ذکر شده بود و عرضه محصولاتی از این دست که تصویر آن در پی می آید، سبب دیگر نابسامانی های شهری است که در انتظار پول و بودجه بسیاری از طرح ها و خدماتش نیمه کاره رها شده اند و یا سامان نیافته اند. این محصول طراحی ماکتی بر روی مقوا از سازه محل دفن خمینی بود که باید اجزای آن از مقوا جدا و به یکدیگر متصل می شد. ماکت مورد نظر در یکی از غرفه ی فرهنگسرای روح الله که مربوط به فرهنگسرای تهران بود، ارائه می شد. و در نوع خود نسبت به سایر اقلامی که در دیگر غرفه ها به رایگان توزیع می شد یکی از بهترین و پربارترین محصولات بود. !

ببینید ماکت محل دفن خمینی را.

1

2

3

4

5

لینک همین پست در بالاترین

مراسم نوزدهمین سالگرد فوت خمینی از نگاه دوربین یوزی

ژوئن 3, 2008 در 6:26 ب.ظ. | نوشته شده در اجتماع, عکس | 15 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

امسال بر خلاف هر سال تصمیم گرفتم در سالروز فوت خمینی سری به بهشت زهرا بزنم و این عکس ها ره آورد من است.

آب معدنی:

این اولین واژه ایی است که در اولین برخورد با زائران خمینی در ذهنم متبادر شد.

ببینید.

1

2

3

4

کارتن های رونده:

دومین چیزی که نگاهم را به خود جلب کرد کارتن های حاوی اقلام خوردنی بود که تا سر منزل مقصود هدایت می شدند.

1

2

3

4

5

ارتحال بدر:

بر خلاف تعطیلات نوروز که در سیزدهیمن روز آن، سیزده را بدر می کنند، ایام تعطیل ارتحال به گونه ای است که باید در نخستین روز آن را در کنار مدفن خمینی به در کرد و در باقی روزها به عشق و حال پرداخت، البته گزارش های واصله حاکی است که دوستان روز اول را هم به عشق و حال پرداخته اند.

1

2

3

کاروانی از زهک شهری از استان سیستان و بلوچستان:

بدون شرح.

آیا وظیفه ی سازمان جوانان جمیعت هلال احمر پرداخت هزینه و نصب بیلبرد برای سالگرد فوت خمینی است ؟

دو تایش را من دیدم. به طول و عرض آن هم دقت کنید.


ایستگاه صلواتی:

در این ایستگاه نشانه هایی است برای اهل خرد همانا که به هنگام انفجار نور گفتیم که در این ملک زین پس همه چیز رایگان است. اکنون بنگرید که پس از ما نیز چنین است. ببینید و ایمان بیاورید و بدانید که کافران همواره گویند که این ادعایی است خلاف و آنان از گمراهان هستند و عذابی الیم در انتظارشان است. (سوره ی سالگرد ارتحال آیه ی نوزده).

بلند صلوات بفرست.

1

2

ایستگاه عمل به وعده های انتخابات ریاست جمهوری:

و بدرستیکه ما پول نفت را بر سر سفره ی سالگرد فوت خمینی در ایستگاههای عمل به وعده های انتخابات ریاست جمهوری به شما پرداخت نمودیم. (سوره ی عمل به وعده های انتخابات ریاست جمهوری آیه ی نهم).

1

2

3

4

پیرمرد دوچرخه سوار:

تنها عاشق خمینی که من دیدم. پیرمرد عکس هم نمی گرفت. از اسلامشهر با دوچرخه اش رکاب زده و آمده بود. گفتم به آن چیزی که برای تو مقدس است و برای من نیست، بگذار بگیرم. چون چند عکس انتقادی گرفته ام و تنها شما را خالص دیدم از پشت می گیرم که مشخص نباشی و قبول کرد.

پایان مراسم:

باز هم بدون شرح.

1

2

3

اینست جمهوری اسلامی … پانصد تومان پنیر

مه 23, 2008 در 7:36 ب.ظ. | نوشته شده در اجتماع, سیاست, عکس | 22 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , ,

آیا هنوز به درستی صدای خرد شدن استخوان را نمی شنوی ؟

نتیجه ی کمک شهرداری تهران به لبنان

مه 23, 2008 در 6:49 ق.ظ. | نوشته شده در اجتماع, سیاست, عکس | 14 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , , ,

وقتی پول مردم تهران در لبنان هزینه شود باید هم من و مادر پیرم این تعداد پله را با پای خودمان بالا و پایین کنیم.

ایستگاه فردوسی واقع در میدان فردوسی

یادت نره … !

مه 21, 2008 در 12:07 ب.ظ. | نوشته شده در عکس | 8 دیدگاه
برچسب‌ها: , ,

یادت نره دوست دارم
خیلی دلم تنگه برات
دار و ندارم رو بگیر
مال خودت ، مال چشات
خورشید و بردار و بیا
آفتابی شو به خاطرم
قرارمون یادت نره
دیر نكنی ، منتظرم
قرارمون یادت نره
دوستت دارم یادت نره
قرارمون یادت نره
دوست دارم یادت نره
قرارمون ساعت عشق
كنارِ دلشوره زدن
كنار دلواپسی و
ترس یه وقت نیومدن
عاشقم و عاشقِ تو
از همه دیوونه ترم
قرارمون یادت نره
دیر نكنی منتظرم
قرارمون یادت نره
دوستت دارم یادت نره
قرارمون كنارِ گل
كه سر به زیرِ عطر توست
تو چین چینِ دامنی كه
هزار تا بغض رو میشه شست
خورشید و بردار و بیار
آفتابی شو به خاطرم
قرارمون یادت نره
دیر نكنی منتظرم
یادت نره دوست دارم
خیلی دلم تنگه برات
دار و ندارم رو بگیر
مال خودت ، مال چشات
قرارمون یادت نره
دوست دارم یادت نره
قرارمون یادت نره
دوست دارم یادت نره
قرارمون یادت نره
دوست دارم یادت نره

چند نمای کوچک از جلوه ی عشق بسیار هوارداران به پرسپولیس

مه 17, 2008 در 12:26 ب.ظ. | نوشته شده در ورزش, عکس | 5 دیدگاه
برچسب‌ها: , , ,

در خیابان از این ماشین های قرمز پوش امروز کم نبود.

ورودی های شمالی و جنوبی از سمت ورودی شرقی ورزشگاه آزادی و انبوه هواداران پشت در مانده یکساعت پیش از شروع بازی از دو نمای متفاوت

کجا رسیده ایم ما …

مه 10, 2008 در 8:48 ب.ظ. | نوشته شده در اجتماع, شعر, عکس | 7 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , ,

توی چت با یکی از دوستان خوبم در بالاترین به نام سهند در زمینه ی لینک امروزش و هنر گرافیتی، اثری از بانکسی گرافیتی کار مشهور انگلیسی را بهم نشون داد که مرا برای لحظاتی عجیب به فکر فرو برد و چند واژه ایی بر روی کاغذ خط خطی کردم که در پی می آید. برای آشنایی با این هنرمند و باقی آثارش می توانید به سایتش وارد شوید و از سایر آثارش که آثار بسیار زیبایی هم هستند، بهره ببرید.

کجا رسیده ایم ما
تب خبر ربوده زندگی ز ما
نشسته ایم که مرگ
رسد و ما خبر کنیم
که ای زندگان ِ مرده در پی خبر
یکی بمرد
تو در تب خبر بسوز و من
دوباره در پی خبر
به مرگ تو کنم نظر

صفحهٔ بعد »

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.