یک بازی وبلاگی مربوط به قضایای دانشگاه زنجان

ژوئن 23, 2008 در 6:28 ق.ظ. | نوشته شده در اجتماع | 14 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , ,

خبر مربوط به اتفاق دانشگاه زنجان را کمتر کسی است که نشنیده و یا اینکه فیلم مربوط به این خبر را ندیده باشد. در این چند روز بسیاری از وبلاگ نویسان و سیاسیون در این زمینه به اظهارنظر پرداخته اند. اما چیزی که از نظر ها غالبن پنهان مانده، اظهارنظر و قضاوتی است که تمامی زوایای این رویداد را مورد بررسی قرار دهد. برای اینکه حداقل فضای وبلاگستان نسبت به این ماجرا شفاف تر شده و نظرات دوستان را در تمام زوایای مختلف این رویداد به صورت جزیی مطلع شویم، به فکر یک بازی وبلاگی افتادم که در آن هر وبلاگ نویس خود را به جای شخصیت های مختلف این رویداد بگذارد و صادقه بگوید اگر در آن شرایط قرار می گرفت، چه می کرد. شخصیت های مورد سئوال وزیر علوم، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، دختر دانشجو و دانشجویان دانشگاه زنجان و کل کشور می باشد. به این صورت که به ترتیب خود را به جای آنان قرار بدهیم و بگوییم که اگر به جای آنها بودیم، چه می کردیم.

وزیر علوم:

اگر به جای وزیر علوم بودم. بی شک استعفا می کردم و اگر طی یک بازی سیاسی هم استعفای پذیرفته نمی شد، باز هم به ساختمان وزارت باز نمی گشتم.

معاون دانشجویی دانشگاه زنجان:

حتمن خودم را از پنجره به بیرون پرت می کردم تا حداقل بگویند از انسانیت بویی برده است و شرم و حیا سرش می شود.

دختر دانشجو:

همین کاری را می کردم که ایشان کردند.

دانشجویان دانشگاه زنجان و کل کشور:

تا زمانی که به تمامی اهداف مورد نظر نمی رسیدیم، به تحصن خاتمه نمی دادم.

ذکر یک نکته را در اینجا لازم می دانم و آن نکته این است که چرا دانشجویان سایر دانشگاه های کشور نسبت به رویدادهای یک واحد دانشگاهی دیگر بی تفاوتند. دختر دانشجوی دانشگاه زنجان پیش از آنکه دانشجوی دانشگاه زنجان باشد. دانشجوست، مانند همه دانشجویان دانشگاه های سطح کشور، چرا دانشجویان سایر دانشگاه های کشور به صدور بیانیه های چند خطی بی تاثیر بسنده می کنند و معتقدم تا زمانی که موارد مربوط به دانشجویان به صورت مقطعی و موردی به آن پرداخته شود و نسبت به مسائل دانشجویان یک دانشگاه حساسیت کشوری نشان داده نشود، کاری به انجام نخواهد رسید.

از دوستان عزیزم، کریمسون دویل، میسکا، رودرانر، یولیو، حرف حساب و شاتوت دعوت می کنم که در این بازی شرکت کنند.

Advertisements

14 دیدگاه »

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

  1. خیلی خوبه استقبال می شود 🙂
    یوزپلنگ:
    😉

  2. سلام /شما چقدر نجیب و پاکید که در برابر خانمی بسیار زیبا واکنش نشان نمی دهید /.
    ما که زن هستیم وقتی تو خیابان این پری های دریایی با موهای بلوندی که افریقایی بافته شده و لباس بدن نمای زیبایی که نشان دهنده بدن اهنی انهاست را می بینیم ناخود اگاه توجه مون جلب می شه و ÷یش خودم می گویم عجب خانومی .. چقدر زیبا به خودش رسیده و چه پوست لطیفی داره //

    عجیبه شما در برابر پری دریایی ((لابد ان دختر خانم شکارچی همه چی بیست بوده ))عکس العمل نشان نمی دهید ..

    لابد طعم زن را نچشیده اید و ضرب المثل ::از نخورده بگیر بده به خورده در برابر شما صدق میکند ././

    تحسینتان میکنم و الهی همیشه چشم پاک باقی بمانید //

    شاد باشین .
    یوزپلنگ:
    نمی دانم از کجای جواب های من به این نتیجه رسیده اید که بنده ادعای پاکی کرده ام.
    اما به خاطر روشن شدن ذهن شما
    یک مدیر در هنگام انجام مسئولیت باید یک مدیر باشد. نه یک چشم چران ِ شهوت طلب. اگر ایشان آن خانم را به منزل شخصی اش برده بود و یا مکانی به جز محل کار، باز هم مورد سوء استفاده قلمداد می شد. اما نظر به اینکه مورد حادث شده خارج از محیط دانشگاه بود جرم صورت گرفته بیشتر قابل اغماض بود.
    در آن صورت می شد، به دلیل نشکستن حرمت محل کار یا دانشگاه تخفیفی برایش در ذهن در نظر گرفت، چون مدیر مذکور در این حالت تنها از مقامش برای امر پلید خود استفاده کرده بود که آن هم مسئولیتش به دو بخش تقسیم می شود. فردی که باز هم باید خود شرمگین می شد. و سازمانی که باید به رئیس ایشان احنست گفت برای حسن انتخابشان.
    در ضمن ایشان و سایر مسئولین کشور احادیث و روایات ائمه هدی و پیامبر و آیات قران را هزار باره بر سر ما می کوبند.
    یکی از آن احادیث و روایات تاکید بر این مطلب دارد که زن و مرد نامحرم نباید در اتاق در بسته تنها باشند و نقل شده در این زمان نفر سوم شیطان است. ایشان چرا شرایط گناه را فراهم کرد که به گفته شما در دام بیافتد.
    ضمن اینکه فرض تله گذاری شما غلط است. چون فرض اگر بر تله گذاری بود باید فضایی غیر از دانشگاه انتخاب می شد تا بتوان وانمود کرد که شرایط طبیعی است تا یک مدیر در حد معاونت دانشگاه فریفته شود. حال انکه ماجرا در داخل دانشگاه اتفاق افتاده و در اتاق در بسته مدیر، آن دانشجو هر گز نمی توانسته با اختیار خود درب را ببند و مدیر را نجیب را دام بکشد و بگوید، بفرما 🙂

  3. یوزی جونم ، سلام . من را به چه بازیهایی که بلد نیستم دعوت کردی ها ! 🙂
    بذار فکر کنم یک کم
    یوزپلنگ:
    منم بلد نبودم 😀
    😉

  4. […] ای که افراد در آن در برابر قانون برابر نیستند یوزپلنگ عزیز از من دعوت کرده است که در مورد ماجرای اخیر دانشگاه […]
    یوزپلنگ:
    سپاس رفیق

  5. سلام یوزی جان. به روی چشم حتما می نویسم حالا اگه دقیقا به همین شکل نشد حتما می بخشی. ارادت:»
    یوزپلنگ:
    سلام رفیق
    منظوری مد نظر است کاش به همین صورت بنویسی

  6. چشم یوزی جان سعی ام رو می کنم.

  7. من اگر جای آن دختر بودم می ترسیدم بدون پشتوانه پا روی دم این آقای رییس بگذارم. آیاپسرای دانشگاه از همه دختران حمایت می کنند یا چون این مددی محترم!!! درب انجمن اسلامی را تخته کرده بود، پای این موضوع ابستادند؟ می خواهم بگویم وقتی زنی دچار تجاوز یا هر مشکل این گونه ای می شود اول به قیافه و لباسش نگاه می کنند و زیر لب می گویند حقش است….

    من یک بار در آزمابشگاه با استادم تنها مانده بودم و وقتی با چشمهای خیس از اشک تحقیر شدن در خیابان می دویدم ، یاورم نمی شد که جان بدر برده ام!آه از نگاه نفرت انگیز و چندش آورش! البته هرگز از این حمله حتی به نزدیکانم هم چیزی نگفتم چون حتما باید جواب همسرم را می دادم که چه کار جلفی کرده بودم که استادم !!!! با من اینگونه رفتار کرده و این مشکل هم به بقیه ناشزگیهای من افزوده می شد. بدون اینها هم به اندازه کافی گناهکار بودم که با یک بچه می خواستم بروم دانشگاه! در پایان ترم نمره ی 3 از درس آزمایشگاه را با لبخندی تلخ و حسی از پیروزی پنهان پذیرفتم! فرار کرده بودم، دماغ استاد بی شرف را سوزانده بودم، دوبار مجازات نشده بودم/ یک بار در خانه یک بار در کمیته انضباطی و خلاصه حص تلخ یک تجاوز هرگز با من نبود… امااگر داستان جور دیگری پیش رفته بود چه باید می کردم؟

  8. […] دانشگاه زنجان یوزی عزیز من رو دعوت کرده به بازی جدیدی که خودش به راه […]
    یوزپلنگ:
    سپاس رفیق که قبول دعوت کردی

  9. از تصوری که در چهار جایگاه یاد شده داری من به این نتیجه رسیدم که :
    یوزی انسان مصممی است
    یوزی شرم و حیا دارد
    یوزی برخی اوقات افکار رادیکالی دارد
    ولی یوزی یه چیزی را فکر کنم نمی دونه؛
    دانشجویان نظام صنفی یکپارچه ای ندارند که نسبت به مسائل دانشجویان یک دانشگاه حساسیت کشوری نشان داده شود و بتوانند با اقدامات خود مسولین را وادار به مذاکره و به دنبال آن ، گرفتن امتیاز به نفع خودشان ، کنند.
    یوزپلنگ:
    در زمینه مورد سوم
    رفیق
    بسته به رایط گاهن این تنها راه است، در این زمینه انتهای نوشته کریمسون عزیز که لینکش هم کرده ام در بالاترین خواندنی است و جای تامل دارد، بحث در مورد سوم یک فرد است دختری بی پناه که اگر داشت خودش را به این سرنوشت دچار نمی کرد
    در زمینه مورد چهارم
    من هم همین سئوال را کردم، فارغ از تشکل صنفی یکپارچه و کشوری که نمی شود و نمی توان داشت در بعضی از مسائل مانند این مورد باید واکنش کشوری نشان داد تا زمینه حرکت ها و نظام صنفی یکپارچه نیز ایجاد شود

  10. […] یک بازی وبلاگی مربوط به قضایای دانشگاه زنجان خبر مربوط به اتفاق دانشگاه زنجان را کمتر کسی است که نشنیده و یا این […] […]

  11. […] را این دوست عزیز راه انداخته است و این دوست عزیز مرحمت کرده و مرا دعوت […]
    یوزپلنگ:
    محبت کردی نوشتی رفیق 🙂

  12. […] ام بايد بگم اگر جاي ديگران بودم چه مي كردم. اول يوزپلنگ خواسته بگم اگه جاي شخصيت هاي اتفاق دانشگاه زنجان بودم […]

  13. […] یک بازی وبلاگی مربوط به قضایای دانشگاه زنجان خبر مربوط به اتفاق دانشگاه زنجان را کمتر کسی است که نشنیده و یا این […] […]

  14. […] ای که افراد در آن در برابر قانون برابر نیستند یوزپلنگ عزیز از من دعوت کرده است که در مورد ماجرای اخیر دانشگاه […]


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: