در راستای احمدی نژادی شدن جهان، هاله نور و راستی چرا فقط سیمای بانوان

ژانویه 24, 2008 در 4:58 ب.ظ. | نوشته شده در اجتماع | 8 دیدگاه

سیمای جمهوری اسلامی برای به تصویر کشیدن صورت بانوان سریال بیداری که چهارشنبه شب ها از شبکه سوم سیما در حال پخش است، رویه ای جدید را در پیش گرفته است. در این روش بدیع برای پوشاندن ظاهر و سیمای به ظاهر گول زننده و متبرج بانوان از چشم آقایان بیننده این سریال با هاله ای سفید رنگ چون نور صورت بازیگران جلوه مند سریال اندکی پوشانده شد تا از برق رخ این بانوان محترم بکاهد که مباد آقایان را در پای تلویزیون شوری در دل آنگیزد و یادی از هندوستان نمایند.  

همچنین پخش فیلم سفیر از شبکه پنج سیما نیز بسیار جالب بود، چون سیاست های صدا و سیما را در زمینه برخورد با مظاهر تبرج به چالش کشید.   

حتمن به خاطر دارید که در صحنه ای از این فیلم ابن زیاد برای آزمایش چند باره مردم کوفه پای در رکاب اسب کرد و با پوشاندن صورت خود، خود را امام سوم شیعیان به مردم کوفه نمایاند و مردمی که برای شنیدن سخنان قیس در مسجد کوفه تجمع کرده بودند سر از پا نشناخته و برای استقبال از مولایشان دوان به سویش روان شدند.   

چیزی که بیش از همه در این میان جلب توجه می کرد. اندام مگوی مردان بود که در اثر دویدن و وزیدن باد و چسبیدن پیراهن های بلندشان به بدن شدیدن پدیدار گشته و بد جور تبرج آمیز می نمود.  

سئوالی ذهنم را اکنون مشغول خود کرده است که چرا سیمای جمهوری اسلامی در برخورد با مظاهر تبرج دو رویکرد متفاوت از هم را به نمایش می گذارد؟ آیا مصادیق تبرج را فقط در نمونه های زنانه آن باید جستجو کرد و یا اینکه بواسطه واجب بودن پخش آن صحنه کلیدی نمی شد بر آن بخش مگوی آقایان هاله ای از نور افکند و مقدس جلوه اش داد.

Advertisements

نهان می میرم

ژانویه 20, 2008 در 4:58 ب.ظ. | نوشته شده در اجتماع | 6 دیدگاه
برچسب‌ها:

عجب زمانه ای است بسیار باید تلاش کنی تا آنچه را که می گویی به مذاق دیگران تلخ نیاید و چون زهر کامشان را تلخ نسازد، حتی دوستان دیرین را. 

عجب زمانه ای است برای گفتن باید خاموش بود و نباید گفت.

عجب زمانه ای است گم شده ایم در قاب صورتک هامان، در صورتک بر چهره و هیچ کس نمی شناسد خود ما را و نمی جوید کلام ما را.  

گم ایم در این هیاهوی اوهام و این تزویر بی کلام و این رویای نافرجام. گم ایم و این صورتک بی مقدار پوشانده تمام زوایای روحمان را. پوشانده ما و عریان ساخته آنکه چون ما نیست.

عریانند این صورتکها، صورتکهای پر گوی بی مسئولیت، صورتکهای متقلب بی آزار، صورتکهای بی دشمن شهر آشوب.

آری او عریان است و من مستور.

من نهانم، نهان می زیم، نهان می گذرم و نهان می میرم.

 

ساکت نمونه ی کامل یک مدیر نتیجه گرای به هر قیمت

ژانویه 9, 2008 در 7:32 ب.ظ. | نوشته شده در ورزش | 4 دیدگاه

مهمترین نکته ای که در مورد ساکت مدیر عامل باشگاه سپاهان می توان اشاره کرد. شیوه مدیریت نتیجه گرای منهای اخلاق اوست که در میان اهالی فوتبال نقل قولهای فراوان برای مصداق آن موجود است.

از دم دست ترین این موارد می توان به حضور ساکت مدیرعامل باشگاه سپاهان در برنامه نود این هفته اشاره کرد. حوادث مربوط به بازی سپاهان – پرسپولیس که منجر به از دست رفتن هر دو چشم یکی سربازان نیروی انتظامی مستقر در ورزشگاه شد، در این برنامه مورد نقد و بررسی قرار گرفت. قابل تامل ترین نکته این برنامه عدم عذرخواهی از طرف مدیرعامل باشگاه سپاهان به عنوان میزبان، بانی و مقصر اصلی حواشی روی داده بود. رسم معمول اینست که طرفی که حتی به ظاهر مقصر است برای التیام آلام عمومی و رفع تکدر اجتماعی نسبت به پوزش از اهالی اجتماع پیشقدم شده و در راه زدودن خاطرات نامطلوب از اذهان جامعه بکوشد. اما مدیرعامل باشگاه به ظاهر فرهنگی – ورزشی سپاهان نه تنها چنین نکرد که حتی سعی داشت در آستانه صدور رای کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال با سر پوش نهادن بر اهمال خود و اطرافیانش و قصور و تقصیرهای صورت گرفته نعل وارونه ای را بر حادثه روی داده استوار کند.

بر سر کار بودن مدیرانی از این دست که در هر حالتی پایبند به اصول کسب نتیجه به هر قیمت هستند تهدیدی جدی برای فوتبال و جامعه ماست که در فردایی نزدیک دود آن را در چشممان جامعه و فوتبال بیشتر به نظاره خواهیم نشست، همچنان که دیدیم.

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.