<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: یک بازی وبلاگی مربوط به قضایای دانشگاه زنجان</title>
	<atom:link href="http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/06/23/bazi-zanjan/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/06/23/bazi-zanjan/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 30 Nov 2008 11:37:28 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: جامعه ای که افراد در آن در برابر قانون برابر نیستند &#171; رهــــــرو زنـــــدگـــــی</title>
		<link>http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/06/23/bazi-zanjan/#comment-420</link>
		<dc:creator>جامعه ای که افراد در آن در برابر قانون برابر نیستند &#171; رهــــــرو زنـــــدگـــــی</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Jul 2008 11:36:08 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yoozpalangh.wordpress.com/?p=108#comment-420</guid>
		<description>[...] ای که افراد در آن در برابر قانون برابر&#160;نیستند  یوزپلنگ عزیز از من دعوت کرده است که در مورد ماجرای اخیر دانشگاه [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] ای که افراد در آن در برابر قانون برابر&nbsp;نیستند  یوزپلنگ عزیز از من دعوت کرده است که در مورد ماجرای اخیر دانشگاه [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: 100 لينك برتر روز - 8 تير87 &#171; لينكدوني</title>
		<link>http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/06/23/bazi-zanjan/#comment-391</link>
		<dc:creator>100 لينك برتر روز - 8 تير87 &#171; لينكدوني</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Jun 2008 18:34:30 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yoozpalangh.wordpress.com/?p=108#comment-391</guid>
		<description>[...]  یک بازی وبلاگی مربوط به قضایای دانشگاه زنجان خبر مربوط به اتفاق دانشگاه زنجان را کمتر کسی است که نشنیده و یا این [...] [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...]  یک بازی وبلاگی مربوط به قضایای دانشگاه زنجان خبر مربوط به اتفاق دانشگاه زنجان را کمتر کسی است که نشنیده و یا این [...] [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: اگر جاي ديگران بودم! &#171; پي نوشت</title>
		<link>http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/06/23/bazi-zanjan/#comment-390</link>
		<dc:creator>اگر جاي ديگران بودم! &#171; پي نوشت</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Jun 2008 17:16:50 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yoozpalangh.wordpress.com/?p=108#comment-390</guid>
		<description>[...] ام بايد بگم اگر جاي ديگران بودم چه مي كردم. اول يوزپلنگ خواسته بگم اگه جاي شخصيت هاي اتفاق دانشگاه زنجان بودم [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] ام بايد بگم اگر جاي ديگران بودم چه مي كردم. اول يوزپلنگ خواسته بگم اگه جاي شخصيت هاي اتفاق دانشگاه زنجان بودم [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کمانگیر &#187; اگر بانوی دانشجوی زنجانی بودم&#8230;</title>
		<link>http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/06/23/bazi-zanjan/#comment-370</link>
		<dc:creator>کمانگیر &#187; اگر بانوی دانشجوی زنجانی بودم&#8230;</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 25 Jun 2008 22:50:01 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yoozpalangh.wordpress.com/?p=108#comment-370</guid>
		<description>[...] را این دوست عزیز راه انداخته است و این دوست عزیز مرحمت کرده و مرا دعوت [...]
&lt;strong&gt;یوزپلنگ:&lt;/strong&gt;
محبت کردی نوشتی رفیق :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] را این دوست عزیز راه انداخته است و این دوست عزیز مرحمت کرده و مرا دعوت [...]<br />
<strong>یوزپلنگ:</strong><br />
محبت کردی نوشتی رفیق <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: 100 لينك برتر روز - 5 تير87 &#171; لينكدوني</title>
		<link>http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/06/23/bazi-zanjan/#comment-368</link>
		<dc:creator>100 لينك برتر روز - 5 تير87 &#171; لينكدوني</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 25 Jun 2008 17:15:28 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yoozpalangh.wordpress.com/?p=108#comment-368</guid>
		<description>[...]  یک بازی وبلاگی مربوط به قضایای دانشگاه زنجان خبر مربوط به اتفاق دانشگاه زنجان را کمتر کسی است که نشنیده و یا این [...] [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...]  یک بازی وبلاگی مربوط به قضایای دانشگاه زنجان خبر مربوط به اتفاق دانشگاه زنجان را کمتر کسی است که نشنیده و یا این [...] [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: shampilix</title>
		<link>http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/06/23/bazi-zanjan/#comment-367</link>
		<dc:creator>shampilix</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 25 Jun 2008 05:57:08 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yoozpalangh.wordpress.com/?p=108#comment-367</guid>
		<description>از تصوری که در چهار جایگاه یاد شده داری من به این نتیجه رسیدم که :
یوزی انسان مصممی است
یوزی شرم و حیا دارد
یوزی برخی اوقات افکار رادیکالی دارد
ولی یوزی یه چیزی را فکر کنم نمی دونه؛
دانشجویان نظام صنفی یکپارچه ای ندارند که نسبت به مسائل دانشجویان یک دانشگاه حساسیت کشوری نشان داده شود  و بتوانند با اقدامات خود مسولین را وادار به مذاکره و به دنبال آن ، گرفتن امتیاز به نفع خودشان ، کنند.
&lt;strong&gt;یوزپلنگ:&lt;/strong&gt;
در زمینه مورد سوم 
رفیق
بسته به رایط گاهن این تنها راه است، در این زمینه انتهای نوشته کریمسون عزیز که لینکش هم کرده ام در بالاترین خواندنی است و جای تامل دارد، بحث در مورد سوم یک فرد است دختری بی پناه که اگر داشت خودش را به این سرنوشت دچار نمی کرد
در زمینه مورد چهارم
من هم همین سئوال را کردم، فارغ از تشکل صنفی یکپارچه و کشوری که نمی شود و نمی توان داشت در بعضی از مسائل مانند این مورد باید واکنش کشوری نشان داد تا زمینه حرکت ها و نظام صنفی یکپارچه نیز ایجاد شود
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از تصوری که در چهار جایگاه یاد شده داری من به این نتیجه رسیدم که :<br />
یوزی انسان مصممی است<br />
یوزی شرم و حیا دارد<br />
یوزی برخی اوقات افکار رادیکالی دارد<br />
ولی یوزی یه چیزی را فکر کنم نمی دونه؛<br />
دانشجویان نظام صنفی یکپارچه ای ندارند که نسبت به مسائل دانشجویان یک دانشگاه حساسیت کشوری نشان داده شود  و بتوانند با اقدامات خود مسولین را وادار به مذاکره و به دنبال آن ، گرفتن امتیاز به نفع خودشان ، کنند.<br />
<strong>یوزپلنگ:</strong><br />
در زمینه مورد سوم<br />
رفیق<br />
بسته به رایط گاهن این تنها راه است، در این زمینه انتهای نوشته کریمسون عزیز که لینکش هم کرده ام در بالاترین خواندنی است و جای تامل دارد، بحث در مورد سوم یک فرد است دختری بی پناه که اگر داشت خودش را به این سرنوشت دچار نمی کرد<br />
در زمینه مورد چهارم<br />
من هم همین سئوال را کردم، فارغ از تشکل صنفی یکپارچه و کشوری که نمی شود و نمی توان داشت در بعضی از مسائل مانند این مورد باید واکنش کشوری نشان داد تا زمینه حرکت ها و نظام صنفی یکپارچه نیز ایجاد شود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بازی دانشگاه زنجان &#171; یولیو پرس</title>
		<link>http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/06/23/bazi-zanjan/#comment-366</link>
		<dc:creator>بازی دانشگاه زنجان &#171; یولیو پرس</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Jun 2008 21:35:55 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yoozpalangh.wordpress.com/?p=108#comment-366</guid>
		<description>[...] دانشگاه&#160;زنجان  یوزی عزیز من رو دعوت کرده به بازی جدیدی که خودش به راه [...]
&lt;strong&gt;یوزپلنگ:&lt;/strong&gt;
سپاس رفیق که قبول دعوت کردی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] دانشگاه&nbsp;زنجان  یوزی عزیز من رو دعوت کرده به بازی جدیدی که خودش به راه [...]<br />
<strong>یوزپلنگ:</strong><br />
سپاس رفیق که قبول دعوت کردی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: sima</title>
		<link>http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/06/23/bazi-zanjan/#comment-365</link>
		<dc:creator>sima</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Jun 2008 20:49:59 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yoozpalangh.wordpress.com/?p=108#comment-365</guid>
		<description>من اگر جای آن دختر بودم می ترسیدم بدون پشتوانه پا روی دم این آقای رییس بگذارم. آیاپسرای دانشگاه از همه دختران حمایت می کنند یا چون این مددی محترم!!! درب انجمن اسلامی را تخته کرده بود، پای این موضوع ابستادند؟ می خواهم بگویم وقتی زنی دچار تجاوز یا هر مشکل این گونه ای می شود اول به قیافه و لباسش نگاه می کنند و زیر لب می گویند حقش است....

من یک بار در آزمابشگاه با استادم تنها مانده بودم و وقتی با چشمهای خیس از اشک تحقیر شدن در خیابان می دویدم ، یاورم نمی شد که جان بدر برده ام!آه از نگاه نفرت انگیز و چندش آورش! البته هرگز از این حمله حتی به نزدیکانم هم چیزی نگفتم چون حتما باید جواب همسرم را می دادم که چه کار جلفی کرده بودم که استادم !!!!  با من اینگونه رفتار کرده و این مشکل هم به بقیه ناشزگیهای من افزوده می شد. بدون اینها هم به اندازه کافی گناهکار بودم که با یک بچه می خواستم بروم دانشگاه! در پایان ترم نمره ی 3 از درس آزمایشگاه را با لبخندی تلخ و حسی از پیروزی پنهان پذیرفتم! فرار کرده بودم، دماغ استاد بی شرف را سوزانده بودم، دوبار مجازات نشده بودم/ یک بار در خانه یک بار در کمیته انضباطی و خلاصه حص تلخ یک تجاوز هرگز با من نبود... امااگر داستان جور دیگری پیش رفته بود چه باید می کردم؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من اگر جای آن دختر بودم می ترسیدم بدون پشتوانه پا روی دم این آقای رییس بگذارم. آیاپسرای دانشگاه از همه دختران حمایت می کنند یا چون این مددی محترم!!! درب انجمن اسلامی را تخته کرده بود، پای این موضوع ابستادند؟ می خواهم بگویم وقتی زنی دچار تجاوز یا هر مشکل این گونه ای می شود اول به قیافه و لباسش نگاه می کنند و زیر لب می گویند حقش است&#8230;.</p>
<p>من یک بار در آزمابشگاه با استادم تنها مانده بودم و وقتی با چشمهای خیس از اشک تحقیر شدن در خیابان می دویدم ، یاورم نمی شد که جان بدر برده ام!آه از نگاه نفرت انگیز و چندش آورش! البته هرگز از این حمله حتی به نزدیکانم هم چیزی نگفتم چون حتما باید جواب همسرم را می دادم که چه کار جلفی کرده بودم که استادم !!!!  با من اینگونه رفتار کرده و این مشکل هم به بقیه ناشزگیهای من افزوده می شد. بدون اینها هم به اندازه کافی گناهکار بودم که با یک بچه می خواستم بروم دانشگاه! در پایان ترم نمره ی 3 از درس آزمایشگاه را با لبخندی تلخ و حسی از پیروزی پنهان پذیرفتم! فرار کرده بودم، دماغ استاد بی شرف را سوزانده بودم، دوبار مجازات نشده بودم/ یک بار در خانه یک بار در کمیته انضباطی و خلاصه حص تلخ یک تجاوز هرگز با من نبود&#8230; امااگر داستان جور دیگری پیش رفته بود چه باید می کردم؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: youlio</title>
		<link>http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/06/23/bazi-zanjan/#comment-364</link>
		<dc:creator>youlio</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Jun 2008 19:28:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yoozpalangh.wordpress.com/?p=108#comment-364</guid>
		<description>چشم یوزی جان سعی ام رو می کنم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چشم یوزی جان سعی ام رو می کنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حرف حساب</title>
		<link>http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/06/23/bazi-zanjan/#comment-363</link>
		<dc:creator>حرف حساب</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Jun 2008 14:32:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yoozpalangh.wordpress.com/?p=108#comment-363</guid>
		<description>سلام یوزی جان. به روی چشم حتما می نویسم حالا اگه دقیقا به همین شکل نشد حتما می بخشی. ارادت:»
&lt;strong&gt;یوزپلنگ:&lt;/strong&gt;
سلام رفیق 
منظوری مد نظر است کاش به همین صورت بنویسی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام یوزی جان. به روی چشم حتما می نویسم حالا اگه دقیقا به همین شکل نشد حتما می بخشی. ارادت:»<br />
<strong>یوزپلنگ:</strong><br />
سلام رفیق<br />
منظوری مد نظر است کاش به همین صورت بنویسی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
