یوزی و جوات بازی مگه ممکنه ؟
مارس 25, 2008 at 10:36 ق.ظ | In عمومی | 20 CommentsTags: بازی وبلاگی, جوات, جوات بازی
شاتوت رفیق عزیزم در بالاترین از من خواسته که پرده از تاریکترین زوایای حیاتم برفکنم و چه صعب کاری. چه میشه کرد، از وقتی که فهمیدم با توپ و تانک جدی جدی بازی می کرده حسابی ازش حساب می برم و به قول سردار آریو برزن کلی گشتم که دو تا عکس کمتر ضایع کن پیدا کنم. این دو عکس هم حاصلش.
جوات بازی در بخش پنداری
جوات بازی در بخش دیداری
از قدیم و ندیم گفته اند که:
آن چیز که عیان است *** چه حاجت به بیان است
اکنون نوبت دوستان دگر است که گوشه ای از تاریخ این مملکت را از نهان خانه ی آلبوم به در آرند و به آیندگان نشان دهند. دوستانم میسکا، حسام، سعید، ابی و یولیو .
دیدن این پست کمانگیر هم توصیه میشه:
20 دیدگاه »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. URI دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبنوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.


سلام به يوزي تنها جوات خاندان يوزستان

چاكريم به مولا
دیدگاه با سيروس — مارس 25, 2008 #
حالا خوبه اون عکس بالا رو گذاشتی ! عکس پرسنلی میذاری مرد حسابی ؟
اما ای ول ..دمت گرم … به همین راضی هستیم
دیدگاه با مسعود مشهدی — مارس 25, 2008 #
این عکس دومیه خیلی خدا بود
)
دیدگاه با آرش — مارس 25, 2008 #
سلام یوزی جان
تعریفی از جوات داری دوست عزیز؟
فکر میکنم جوات در مقابل مدهای امروزه هست؛ به نظر من مدهای این روزها بسار جوات تر از مدهای اون روزهاست(چه جمله بندی شد!!!)
کلا منظورم اینه الان که به گذشته نگاه میکنیم به نظرمون تیپ و مدهای اون روزها زیاد جالب نبوده به عبارتی یه ورژن جدید در مقابلش داریم.
(بگو بلد نیستی خوب صحبت کنی مگه مجبوری!!)
ارادت
دیدگاه با یکی یدونه — مارس 25, 2008 #
Hi uzee
hope the first picture is not yours,anyway don’t worry,he wants to frithened you
you are more brave that every body thinks
regard
mohammad
دیدگاه با mohammad — مارس 25, 2008 #
به به، به به…
نمی دونستم اینجا هم فک و فامیل پیدا می شه. آقا سال نو مبارکی و عرض احترام و ادوات کشاورزی از طرف پلنگ صورتی به یوزپلنگ (چه رنگی راستی؟)
دیدگاه با پلنگ صورتی — مارس 25, 2008 #
سلام بر يوز جوات ( كبير )
منم با نظر يكي يدونه موافقم .
دیدگاه با Arsin — مارس 25, 2008 #
به به! جناب یوزپلنگ عزیز. عکس اول خدا بود.
دیدگاه با کمانگیر — مارس 25, 2008 #
فکر کردم اسلحه ی یوزی رو میگی!!!
دیدگاه با dashpori — مارس 25, 2008 #
akhey
shoma ham jebhe bodin
shad bashi
دیدگاه با lara — مارس 25, 2008 #
نسیم مهربان عشق می وزد و بوی خوش سبزی و طراوت فضا را پر می کند،زندگی دوباره جاری می شود و زمین باز هم نفس می کشد و حیاتی نو را آغاز می کند.حیات سبز ،سرشار از تازگی و شروع دوباره می شود و غنچه ها با ناز ،گلبرگ هایشان را باز می کنند و کلبه های خاموش کشتزارها رونقی دوباره می گیرند.بوی بهار همه جا را عطرآگین می کند و یاد عاشقان در سراسر این سرزمین دیرین گسترده می شود.
بهار نرم نرمک می آید و شور و حال دیگری در دل طبیعت شیدا آغاز می شود.سالی جدید و باز هم تکراری شیرین،عید،سنت و آیین باستانی،سفره های گسترده نوروزی،چهره های آشنا،دعا و نیایش اول سال الهی،حول حالنا الی احسن الحال…دوستان کنار هم،با قرآنی که سمبل باورهای مشترک است نجوا می کنند،و می خواهند از خدای خوبی که با آن هاست،از خدایی که مهربان است؛از عمق وجود می خواهند:الهی…سعادتی بیشتر…روزهایی بهتر،آرامشی دیرپاتر…ناگهان شمیم عطری آشنا مشام را می نوازد…بوی معرفت دوست می آید…آنکه آمد تا زيبايي و زندگي بياموزد و حياتي جاودان به انديشه ي بشر بخشد…نوروز و بهار طبیعت عطراگین با زاد روز رسول گل و نور و عشق حضرت محمد مصطفی “صلی الله علیه و آله و سلم”و صادق امت و احیاگر دین و علم مبارک باد…
سلام یوزپلنگ عزیز ..امیدوارم سال خوشی را درکنار خانواده و دوستان سپری کنید..عذر از تاخیر در تبریک به علت سفر..اگر قبول کنند زیارتمان را نائب الزیاره بودم…
.فکر کنم البته باید این نوع تبریکات رو در وبلاگم میذاشتم ولی خوب انشاالله در آینده:دی
ارادتمند…یا علی
دیدگاه با احسان — مارس 26, 2008 #
عجب باحال بود این دستهبندی «پنداری» و «دیداری»
دیدگاه با وحید — مارس 26, 2008 #
بابا ايول شما همتون خاك جبهه خورده ايند .
دیدگاه با alone141 — مارس 26, 2008 #
اون سيبيل منو کشته!
دیدگاه با pantea — مارس 27, 2008 #
به بازی مشاعره نوروزی دعوت شدی:
http://hparadox.wordpress.com/2008/03/27/moshaere/
دیدگاه با پارادوکس — مارس 27, 2008 #
راستی لینک ِ من کو ؟
دیدگاه با پارادوکس — مارس 27, 2008 #
http://3k30.wordpress.com/
دیدگاه با 3k30 — مارس 28, 2008 #
سلام یوزی جون؛ خوشحالم که دیدار به جمال یار روشن گردید ! (چشمک). موفق و خوشتیپ باشی رفیق.
دیدگاه با mm312 — آوریل 3, 2008 #
راستی داشتی به جبهه اعزام میشدی ؟!
دیدگاه با mm312 — آوریل 3, 2008 #
سلام يوزي جان
آقا شرمنده دير خبر شدم نتونستم قاطي بازي باشم
دیدگاه با ميرزا بنويس — می 30, 2008 #